مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 28 بهمن ماه سال 1388


درود بر هموطنان و هم زبانان :
من یک شهروند این جهانم. 
در کره ای بنام زمین متولد شدم،
اینکه در کدام گوشه این کره خاکی
دیده به جهان گشودم هیچ ارزش صحبت
کردن ندارد.... من چیزی در باره
خودم ندارم که بگویم. فقط بگویم
که همواره تلاش کرده ام که هر چقدر
کوچک، پرچم آزادی را به مقصدش
نزدیکتر کنم. من این افتخار را
داشته ام که زیر پرچم
سبز - که اعتراف
میکنم به آن مفتخرم - در این مبارزات
شرکت کرده ام.
پی نوشت :
خب جهت حفظ قانون کپی رایت باید عرض کنم این شعر از سروده های معروف جوهیل از رهبران جنبش کارگری ایالات متحده بود و بنده در اون دخل و تصرفی کردم و شمااگه به جای سبز کلمه سرخ را قرار دهید اصل متن را مطالعه کرده اید ......
وصیتنامه تلخ هیل -جو که سرانجامش وخه آتش شد در همین وبلاگ موجوده !اما برای دوستانی که مرا می شناسند این یک اعتراف ضمنی است از سوی من مبنی بر اینکه در این یکی دو دهه که توان فکر کردن به آمال بشریت داشتم راه را به درستی نرفته ام و در کل اعتقاداتم شک کردم و خب از بیشتر مواضع کوتاه آمده یا تغییرات کلی در آنها انجام داده ام هر چند اعتراف به سالها اشتباه فکر کردن و بیراهه رفتن کار سختی است اما این اعتراف ضمنی را از من بپذیرید ! مطلبی با عنوان آیا انقلاب 57 ایران به اهدافش رسید یا نه ؟ که قول نشرش را داده بودم تقریباً آمده است و اگر زمان یاری کند تا 24 ساعت دیگر می ذارمش بالا و الان در حال مستند کردنش هستم ولی برای اینکه آمادگی خوندن اون مطلب رو داشته باشید و با موضع جدید من که در آن سبز جای سرخ را گرفته است هم آشنا شده باشید این پست را نوشتم ! 
همچنان سرخ نویسی به حرمت خون هموطنان که بی گناه ریخته شد ادامه دارد ............

********این وبلاگ در ایران فیلتر شده است به همین جهت از شما دعوت می کنم که به وبلاگ جدیدالتاسیس برای مطالعه و تبادل افکارتشریف بفرمایید *********** 
آدرس : http://www.rrs.blogsky.com 
برای ورود به آدرس جدید روی این لینک کلیک کنید . ولاگ جدید
****-اینجا هم فعالیت ادامه داره اما بیشتر اونطرفم . ضمناً اون دوستی که کامنت گذاشته بودند که لندن هستند ، آدرس میلی از خودشون بگذارند تا براشون شماره رو ارسال کنم و قرار دیدن را بگذاریم .
ممنون دوستان 
بدرود ............ 
چهارشنبه 21 بهمن ماه سال 1388

برای مشاهده مطلب بدون فیلتر به آدرس زیر برویید از این به بعد اونجا رو به روز می کنم :‌ 

سرزمین کینه داران 

نامه ای سرگشاده به آزادی !

 

مقدمه :

هیچ وقت نمره ادبیاتم بالا نبود ! از روزی هم که قلم رو به دستانم ننگین کردم ! و صفحات سپید رو سیاه کمتر رمان نویسی یا شرح حال شخصی نویسی کرده ام ولی در عوض عاشق خواندن و نوشتن مطالب اجتماعی و فلسفی بوده و هستم .. به هر روی در سیاهه ذیل که امشب نوشتم و اصلا قصد نداشتم بنویسیمش و فقط فردی که اصلا نمی شناسمش -مجید- یک وبلاگ نویس ! که وبگاهش را نیز نمی دانم کجا است و ماجرایش که در وبلاگ دوستی خواندم ، حال و احوال او و دوستانش (که دوستی شان ستودنی است) مرا به سالهایی از عمرم برد که وقتی به خود آمدم نتیجه دست رقصانی روی صفحه کلید با فکر آن خاطرات و این وقایعی که عارض شدم این شد که می بینید و اگر خواستید می خوانید که در زمره آن معدود نوشته هایی است که شرح دادم اهل نوشتنش نیستم  همزمان دیدم با توجه به نزدیکی سالروز پیروزی انقلاب 1357 که شعارش استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی بود این متن می تواند گویای حال هموطنانمان باشد در داخل ایران که حالا وارد سی و یکی سال از این دوران دارای آزادی می شوند......... . ! و بی مناسبت ندیدم منتشرش کنم لذا  بحث برای موضوع "آیا انقلاب 57 به اهدافش رسید یا نه" باشد برای پست بعدی.

متن :‌

ای آزادی تو به حکم ِجبر محکومی به آزادی. ولی بیا و این همه سنگ دل مباش ، مخواه مادران سیاه پوش شوند و دخترکان جوان بیوه !مخواه برادران به روی هم قمه و قداره کشند و نیش نشان دهند ! مخواه که لعنمان بدرقه راه پدرها گردد ! آری آزادی این همه بد خواه مباش از برای این خلق که به چه روز افتادند از برای کسب و تحصیل تو !هان تو ای آزادی  ، گویند هر کجا تو نباشی ظلمی هست ظالمی هست مظلومی در کار است !اما خود قضاوت کن که من باید ایده آلیست باشم و از همین حرفهای صد من یک غاز بزنم یا نه رئالیست و واقع بین !تجربه به من نشان داده ، من مذکور تاریخ من است تاریخ سرزمین من است ! و البته من به چشم خویشتن هم دیده ام  که وقتی تنها و تنها صحبت آمدنت می شود ظالمان صف می کشند ! و تو نیامده چشم به راهانت را گردن می زنند و از زندگی ساقط می کنند دسته و دسته و کرور کرور . چیز زیادی برای گفتن نیست هر روزی که سخن از تو شد سنگ فرش کوچه مان سرخ گشت آزادی ! برو و اینجا مباش و میا اگر نیستی که ظاهراً نیستی ! راستی سر راه سلام پیرمردی هفتادساله ای را که سه پسر و دو دخترش را در راه تو قربانی کرده بود و امروز دیگری یاوری ندارد تا لااقل عصایش همرهش باشد برای راهی شدن به گور و همچنین سلام آن جوانی که وقتی از زندان  آزاد شد دیگر جوان نبود و سلام من را به خصوص به عدالت هم برسان !! به او بگو تو را که اصلا نمی خواهیم نامت را هم بشنویم .ای آزادی دلم پردرد است ! چرا هر کجا تو را می خواهند گلوله می گیرند ! راستی فکر کرده ای بزرگترین آزادیخواهان تاریخ بوده اند که همواره بزرگترین و سنگین ترین زنجیرها را بر دوش کشیده اند و بیشترین دوران را به بند بوده اند در همآره تاریخ و همه جا و اینجا کمی بیشتر یا نمی دانم کمی کمتر از جای دیگر! ای آزادی هیچ می دانی به نامت چه سرها که نبریدند و چه خونها که نریختند و چه عمر ها که در ته سیه چالان مگرفتند ! از این همه دغل و فریب مگر تو را چه عایدی است که دلها می فریبی ! مگر چه آش دهن سوزی هستی که تا انسان انسان است آزادی طلب می کند ، به چه حیلت و با کدامین روش سر آزادیخواهان تاریخ اینچنین شیره مالیده ای ! هان بگو راز چیست که در فراغ تو نامشان شده است آزادیخواهان و در عمل بیچارگانی در اسارت شده اند همانها ! ببین چه خوب است برای آنها که صبح ها از خواب بیدار می شوند ، می روند سر کار و بعد هم می آیند خانه خدمت همسر و فرزندان یا پدر و مادر !کاری به کار کسی ندارند --و با تو که اصلا--  در خانه و با هم شامی می خورند و گپی می زنند شاید در مورد عمه کتی و عمل بینی پسرعمه کتی و حسادت فلانی و غیبت بیساری و شاید یک شوی آخر شب را نظاره کنند و نمی دانم یک سریالی و چنین چیزهایی ! بعد هم می خوابند و دوباره فردا و فرداها به همین روال،مگر شب جمعه ای و دخترک زیبا رو و رستورانهای شمال شهر و بعدهم نزدیکی آخر شب باشد برایشان این هم تفریح مجردهایشان ! می بینی چه خوش زندگی می کنند آنانکه با تو کاری ندارند ! حالا چرا تو می آیی و دلربایی می کنی و عده ای را مغفول خود می داری و از این زندگی زیبا محروم می کنی!آهای آزادی اصلا واحدت چیست ؟ هر چیزی واحدی دارد هر چیزی ! هر چیزی که هست به واسطه بودنش باید قابل اندازه گیری باشد(حتی الکتریسیته) واحد انسان نفر است و شتر نیز ،  و این چه واحد غریبی است نمی دانم توهین به شتر است یا به انسان ! باری واحد تو چیست ؟ مَن ! کیلو ، متر ، اینچ ،خروار ، کرور یا وجب و.... مثلا من اگر بخواهم بگویم آزادی مشروط می خواهم باید بگویم چند تُن آزادی در بغلم کنید ! آزادی اصلا تو کیستی و چیستی که اینقدر مرموزی !

چرا هر کس تو را خواست خانه خراب شد و هر کس نخواست و شد نوکر دشمنان آزادی و آزادیخواهان خانه اش آباد ! برو دیگر نه مرا بیشتر تاب نوشتن تو است و تو را این همه نیاز و ناز به خواستن چون منی که گویا در هماره تاریخ این مردمان جاهل خواسته اندت ! بیا و برو و بگذار ما نفسی بکشیم و کلامی به دوستان :که چقدر خوب بود آدم نمی فهمید مثل گاو !اما انسان حالا که گاو نیست اما من آدمهایی را دیدم که خوب در عمل گاو می زییند و همانان چه خوب در قصرها ریسته اند آری همین گاونمایان شغال صفت ! راستی گاو هم آزادی مخواهد آزادی ؟ آزادی تو که آزادی هر کجا هر وقت هر دم هر طور که خواستی بیایی و برویی ، لطفی بکن و دیگر اینجا حتی هوست را نیز زنده مکن در دل کسی که به محض اینکه هوایت را بکند دیگر کس نیست ! بیکس است !! اگر بروی ، زندگی ها آرام می شوند و مردمان کمتر به بند ! جوانان بیشتر به زندگی تا به مرگ ! و خونها کمتر به زمین تا به رگ  ما هم با این همه پلشتی که تو در کارمان کردی قدرشناسی می کنیم اینجا برجی و خیابانی و بیمارستانی و آنجا مجسمه ای آتش به دست به نامت می زنیم که یعنی تو اینجا بودی و یادت گرامی است و فراموش نشوی هرگز! اما بیا و برو دیگر ! بس است و برو این هم به افتخار شما خیابانی به نام شما در بیابان برهوت وطن به خون افتاده ! خوب است ! راضی می شوی یا باز می خواهی سی سال یکبار ، چهل سال یکبار بیایی و خونها ز تن برون کنی و باز برویی و به ریش تاریخ این مردم بیچاره بخندی ! نه آزادی ، بازی بست است تکلیف را باید با تو یکسره کرد راستش را می خواهی بدانی ای آزادی واقعیت این است تلخ است ولی ظاهرا این است: «ما که زورمان به استبداد نرسید تو که مدعی هستی به رای ما به احترام آزادی ، تکریم کن و برو و دیگر نیا و بگذار ما بمانیم و این نکبتی که اسمش زندگی است بدون آزادی !»

ناچیز است اما من هر چه دارم همین است تقدیم می کنمش به مجید و مجیدها که شاید روزی دوباره  آزادی آوازی بخواند ........ .قرمز به رنگ خون شهدای وطن به یادشان و به احترام مادران داغدارشان می نویسم و نوشتم این سیاهه را

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
Site Meter